أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

37

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) - عزيمت من در اين تصميم سست شده بود ولى اكنون كه دل خواه تو اين است انجامش خواهم داد . قطام براى اينكه عبد الرحمن را در انجام اين امر پابرجاتر كند گفت : - من بخاطر تو كمكى هم تهيه خواهم ديد . با وردان بن مجالد صحبت كرد و از او خواست كه همدست عبد الرحمن باشد . وردان هم پذيرفت . وردان از قوم قطام بود . ابن ملجم شخصا شبيب بن هجره‌ى اشجعى را ديدار كرد و به او گفت : - آيا ميخواهى كه شرف دنيا و آخرت را بدست بياورى ؟ - كدام است ؟ - مرا در قتل على كمك كن . شبيب با لحن وحشت آلودى گفت : - مادر بر تو بگريد عبد الرحمن هدف عظيمى بپيش گرفته‌اى چگونه اين آرزو براى تو مقدور خواهد بود . ابن ملجم خونسردانه در جوابش گفت : - در مسجد اعظم كمين ميگيريم . هنگام سحر . وقتى كه به نماز مىايستد بر او حمله ميآوريم و كارش را ميسازيم . قتل او قلب ما را كه از شمشيرش داغدار است شفا خواهد داد و انتقام دوستان ما كه با دست او بقتل رسيده‌اند بدين ترتيب كشيده خواهد شد .